میگه اسم دختره نگاره

اصلییتش مال اینجاست ولی ساکن اصفهانه

میگه شاسخینی که واسه تولد پرهام بهش هدیه دادم داده به نگار

چشمام پر از اشک شده

دارم میترکم

نکنه اشکم سرریز شه نکنه علی گریه های منو ببینه

اینطوری پیش علی میشکنم

سرما میندازم پایین به سمت خوابگاه میدوام

اونقدر گریه کردم تا اشک چشمام خشک شد

مریم اومد تو اتاق باهم قهر بودیم

با اینکه باهم قهر بودیم ولی طاقت نیاورد اومد بغلم کرد

چی شده عزیزم؟

نمیتونستم حرف بزنم

وقتی آروم شدم یه چیزایی سر بسته بهش گفتم

امروزم پرهاموندیدم

جواب تلفنمو نمیده

به خودم تلقین میکنم دروغه

گوشیم داره زنگ میخوره

شماره رو که می بینم یهو از جام میپرم

 وای پرهامه همه چیزا بهش میگم

جا میخوره

ولی منکر همه چیز میشه

میگه غیر ممکنه

میگه بهم وفاداره

میگه تو دنیا از همه بیشتر دوسم داره

میگه میخوان رابطمونا بهم بزنن

و میگه دیگه حق ندارم با علی حرف بزنم

و منم مثل همیشه

حرفاشو باور میکنم

و البته بدون اینکه به من بگه امروز صبح برگشته همدان

 

لیلای غم مجنون ، شیرین شب فرهاد


یک عمر مرا دادی چون هیچ به دست باد


هر وقت که می آیی در خلوت من،گیسو


در باد پریشان کن تا هرچه که بادا باد


از دست چنان تو ویرانه شدم ای یار


یک بغض گلوگیرم چون کوه پر از فریاد


ای مرد رها در شب،رسوا و غریب از شهر


طردش نکنی از خود او را ببری از یاد

 

امروز روز آخر کلاسهاست امشب با دوستام قراره برم اصفهان

توی دانشگاه علی دوباره جلوما میگیره

بهش میپرم ولی نمیره کنار

داره قسم میخوره راست میگه

ولی ای کاش دروغ میگفت

تا اینکه حرفی زد که مثل پتک تو سرم خورد

میگفت تو نباید نگارو میشناختی

میگفت هرکسی جز نگار بود مشکلی نبود

میگفت نگار یکی از دوستای منه

میگفت پرهام گفته من باعث شدم پرهام با نگار آشنا بشه

وای چی داری میگی؟

آه سرم داره گیج میره

حالم از این رو به اون روشد

فکر کنم شناختمش

آره شناختمش

اسم مستعار مینا

نگار

مینا همیشه دوست داشت اسمش نگار باشه

واسه همینم به همه میگفت نگارم

اون اصالتن بچه اینجا بود

من باعث آشنایش با پرهام شدم

یه امتحان کوچیک یعنی 19ماه ادامه داشته ؟

شده یه رابطه

اونم نه رابطه معمولی

رابطه ای که مینا را از اصفهان 3 ساعت راه کشونده تو خونه ی پرهام

وای چرا من نفهمیدم

یعنی بهترین دوستم بهم خیانت کرده

باید می فهمیدم

یعنی اون بهم نارو زده

یعنی اعتماد و دوستیه این همه سالمون هیچ

وای یعنی پرهام بی وفایی کرده

باورم نمیشد

سرم داره گیج میره

نمیتونم تو دانشگاه باشم

دخترا دورم جمع شدن

دختر توچته ؟ ؟ ؟

بیا آب بخور

باید برم

علی میاد طرفم و میگه حاضره هر موقع که من بگم بیاد با مینا یا بهتر بگم با نگار رو در رو بشه

راهمو به سمت خوابگاه میگیرم و تند تند راه میرم

راه میرمو اشک میریزم

نمیدونم چطوری خودما میرسونم خوابگاه

حالم خیلی بده

انگار پرهام واسه همیشه مرده

قلبم به درد اومده

دلم میخواد بلند داد بزنم

دارم شماره مینا رو میگیرم ولی جوابمو نمیده

به پرهام زنگ میزنم اونم جوابمو نمیده

حالا دیگه میدونن من همه چیا میدونم

 

امشب با اکیپ دوستام داریم میریم اصفهان

بروبچ دانشگاه فنی هم تو اتوبوس هستند

چقدر همه شادن

صدای آهنگ توی اتوبوس پخشه

یه آهنگه شاد آهنگه شراره

آهنگی که همه دارن باهاش میرقصن و دست میزنن

ولی من چمه ؟

چرا بی اختیار دام گریه میکنم

همه متوجه گریه هام میشن

پسره واسم شکلات آورده

از ترمینال کاوه با مینا تماس می گیرم

اینبار جوابمو میده

سلام مینا

چطوری دوست بی وفای من؟

تو چیکار کردی با من؟

با دوستیمون چیکار کردی؟

مینا بدون اینکه بپرسه چی شده همه چیزا انکار میکرد

میگفت حرفایی که من شنیدم دروغه ، تهمته

میگفت قضیه پرهام همون موقع تموم شده

میگفت علی رو اصلا نمی شناسه

قرار شد فردا با علی رو در رو بشه تا حرفشا ثابت کنه

با حاله بدی میام تو خونه

مادر و خواهرم غمو تو نگام میخونن

دختر تو چته ؟

چرا اینقدر بهم ریختی؟

چرا داغونی ؟

چقدر لاغر شدی ! ! !

 

حرفی نداشتم

بغض تو گلوم بود

میترسیدم حرفی بزنم اشکم سرازیر بشه

 

خواهرم یه آهنگ گذاشت

بگو الان بمیر میمیرم    از غم بهار گلم میمیرم

سر راه تو عزیز میشینم   اما من بدون تو میمیرم

 

بی اختیار زدم زیر گریه اونقدر گریه کردم که نفسم گرفت

دختر تو چته ؟؟؟

تو با خودت چکار کردی ؟؟؟

 

راستش یه چیزای سر بسته از پرهام به خواهرم گفته بودم

خواهرم  دردما فهمید

 

فقط بهم دلداری میدادن

دارم میمیرم

داغونم

داغون


ای روشنی صبح به مشرق برگرد


ای ظلمت شب با من بیچاره بساز