نبودت را هرگز باور نکردم
گفتند رفته ای باور نمی کنم
یک لحظه بی خیال تو
من سر نمی کنم
من یادگار عشق به جا مانده
ز پیشانی تو را
با هفت شهر عشق
هرگز عوض نمی کنم
کار دلم گذشته از این حرفها دگر
چشمی نمانده است اگر تر کنم
پلکی بزن که بعد نگاه زلال تو
من رو به هیچ چشمه ای
دیگر نمی کنم
رفتی و این حقیقت سنگین برای من
آن قدر مشکل است که باور نمی کنم