قسمت ششم/حقیقت چیست؟؟؟

چند وقتیه از اون ماجرا میگذره.....
امشب راس ساعت 12 گوشی پرهام اشغاله
داره با کی حرف میزنه
ساعت 1 هنوز اشغاله
ساعت 28/2 همچنان اشغال
بهش پیام میدم معلوم هست داری با کی حرف میزنی؟
بعد از نیم ساعت زنگ میزنه
ولی خودشا توجیه میکنه
میگه من حالیم نیست
میگه خطا مشکل داره
یعنی راست میگه ؟ ؟ ؟
یعنی واقعا خطا خرابه ؟ ؟ ؟
یعنی این اشغالی خط مال این نبود که پرهام داره با یه دختر حرف میزنه ؟ ؟ ؟
دوباره میگم تو راست میگی
ولی بازم تکرار و تکرار
بازم ساعتها پشت خط
پشت خط موندم دوباره با کی صحبت میکنی
و باز هم یه توجیه
بازم دلم میخواد باور کنم که راست میگه
بازم میخوام باور کنم که پای هیچ دختری درمیون نیست
امروز با مریم هم اتاقیه صمیمیم واسه خاطر پرهام دعوام شده
واسه اینکه گفته پرهام مرد زندگی نیست
واسه اینکه گفته به وفاش امیدی نداشته باشم
منم بهش پریدم
...........
چند روزی هست با مریم واسه خاطره پرهام قهرم
نزدیکای فرجه های امتحاناته
بعدشم که تابستون و تعطیلات
وای دلم واسه پرهام تنگ میشه
تنها امیدم این بود که پرهام واسه دیدنم حتما میاد اصفهان
از دیروز ظهر تا حالا از پرهام خبری ندارم
دارم دیوونه میشم
گوشیشا جواب نمیده
خدایا خدایا دارم میترکم یعنی چی شده؟
هم اتاقی پرهام به نادیا زنگ زده و با من کار داشته
یعنی چکارم داره؟
اگه باهاش حرف بزنم پرهام ناراحت میشه
نه جوابشو نمیدم
آخه اصرار داره
باید باهام حرف بزنه
یه روز درحضور پرهام بهش گفتم تو جای برادرمی
یادمه پرهام میگفت به علی اعتماد دارم
میگفت تو دانشگاه مشکلی نداره باهاش احوال پرسی کنم
ولی واسه اینکه پرهام بهم بی اعتماد نشه جوابشو نمیدم
اگه کارم داره پیش پرهام کارشو بگه
تلفن پشت تلفن
اصرار پشت اصرار
ولی من نمیخوام به پرهامم خیانت کرده باشم
نمیخوام پرهام درموردم فکر بدی کنه
یعنی علی با من چکار داره؟
چکاریه که اینقدر واجبه؟ ؟ ؟
به پرهام زنگ میزنم که بهش بگم علی میخواد باهام حرف بزنه
ولی گوشیش خاموشه
دوباره خطش خرابه
لعنت به این خطا
فردا شده و من هنوز از پرهام خبری ندارم
خیلی بهم ریختم
دوستای پرهام سراغشا از من میگیرن
مگه اونام نمیدونن کجاست؟
به خواهرش زنگ میزنم
ولی قبل از اینکه حرفی بزنم میگه پرهام خیلی بی معرفته
بخاطره تو دیگه یه حالی از ما نمی پرسه
خیلی داغونم
توی دانشگاه علی جلوما گرفته
به اصرار میگه باید مطلب مهمی رو بهم بگه
میگه واسه اینکه جای برادرمه نمیتونه نگه
میخوام به حرفاش گوش بدم
فقط زود بگید که عجله دارم
شروع کرد
حرفایی میزد که نمیتونستم باور کنم
داری چرت و پرت میگی
تو به پرهام حسودی میکنی
بهت اجازه نمیدم در مورد پرهام اینطوری صحبت بکنی
دنیا روی سرم میچرخید
این حرفا چیه که میزنه ؟
وقتی بهم نشونی داد حسابی بهم ریختم
وقتی گفت ویتینگه گوشیا عمدا برداشته تا وقتی که اشغاله راحت بگه خطا مشکل داره
وقتی که گفت شب و نصف شب با یکی دیگه حرف میزنه
وقتی که گفت دیشب پرهام با دختره توی خونه دانشجویی بوده
وقتی گفت گوشیش خاموش بود واسه اینکه ........
دنیا داره رو سرم میچرخه
بغض گلوما داره فشار میده
باورم نمیشه




